الشيخ نجم الدين الطبسي ( مترجم : ابهرى ، معزى ، رمضانى )
199
موارد السجن في النصوص والفتاوى ( حقوق زندانى و موارد زندان در اسلام ) ( فارسى )
2 . علّامه حلّى : تنجيم حرام است و همچنين فراگيرى علم نجوم ، با اين اعتقاد كه ستارگان مؤثرند يا دخالتى در تأثير دارند ، حرام است . ولى اگر ياد گيرد كه مقدار حركت ستارگان و فاصلهء آنها و ديگر حالات ، مثل اندازهء سير ستارگان و دورى و حالات آنها و كسوف و غيره را بداند ، اشكالى ندارد . « 1 » 3 . همو ( پس از فتوا به تحريم تنجيم ) : به طور خلاصه ، هر كس عقيده داشته باشد كه حركتهاى نفسانى و طبيعى در ارتباط با حركتهاى فلكى و ستارگان است ، كافر و گرفتن اجرت بر اين كار حرام است . امّا كسى كه علم تنجيم را بياموزد كه به مقدار گردش ستارگان و دورى آن و حالات مختلف مانند بهار و پاييز و غيره پى ببرد ، اشكالى ندارد . « 2 » 4 . شهيد اوّل : عقيده به تأثير استقلالى ستارگان يا با شركت آنها و خبر از اتفاقات از طريق ستارگان ، حرام است . ولى اگر خبر دهد كه خداوند معمولا در اين موقعيت ، چنين مىكند ، اين حرام نيست گرچه مكروه است . علاوه بر اين كه معمولا حكم كلى از آن استنباط نمىشود . امّا علم نجوم را برخى از اصحاب ، تحريم كردهاند و شايد بدين علت باشد كه به واسطهء آن ابتلا به گناه و عقيده به تأثير پيدا مىشود يا از اين جهت كه نتايج آن تخمينى است . امّا علم هيئت حرام نيست ، بلكه ممكن است گاهى مستحب باشد ؛ زيرا با آن از حكمتهاى الهى و عظمت قدرت او آگاه مىشويم . « 3 » 5 . همو : هر كس معتقد باشد كه ستارگان ، مدبّر اين جهان و پديدآورندهء هستى هستند شكى نيست كه چنين شخصى كافر است . « 4 » 6 . محقق كركى : بدان كه تنجيم با اين اعتقاد كه ستارگان در موجودات زمينى داراى اثر هستند يا حتى دخالتى دارند ، حرام است و همچنين است فراگيرى اين علم همراه با اين عقيده ، بلكه اين عقيده به تنهايى كفر است . به خدا پناه مىبريم . « 5 » 7 . شيخ بهائى : آنچه منجّمان پنداشتهاند كه برخى حوادث زمينى در ارتباط با اجرام آسمانى است ، اگر گمان كردهاند كه اين اجرام به صورت مستقل يا شراكت ، علت و مؤثر در اين حوادث هستند ، چنين عقيدهاى براى مسلمان جايز نيست و علم نجومى كه بر اين
--> ( 1 ) . تحرير الاحكام ، ج 1 ، ص 161 . ( 2 ) . منتهى المطلب ، ج 2 ، ص 1014 . ( 3 ) . دروس ، ج 3 ، ص 165 . ( 4 ) . قواعد و فوائد ، ج 2 ، ص 35 . ( 5 ) . جامع المقاصد ، ج 4 ، ص 32 .